مقدمه
زماني كه به عقايد ،كارها وسلیقه هاي افراد در حد ومحدوده خودشان احترام بگذاريم وسعي نكنيم هميشه در پي رد كردن آنها برآييم ديگران ما را به رسميت مي شناسند چرا كه مردم عادتا با كسي كه به آنان احترام بگذارندونسبت به ايشان ابرازتوجه وقدرداني كنندانس والفت مي گيرندپس براي جلب مردم آنچه مي خواهند بايد به آنان بخشيد . بديهي است كه مردم براي دوستي ورزيدن با افراد مال و منزل نمي خواهند بلكه صرفاً خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوي آنان مي باشند . چرا كه مردم خود را دوست دارند و هر كس براي خودش جهاني دارد مملو از آراء وعقايد و نظرات متعددي كه همين عقايد انسانها رااز هم جدا مي كند و دنياي هر فردي براي خودش محترم است پس كسي كه به آنان احترم بگذارد و به عقايد آنان توجه نمايد . دوست مي دارند وكساني را كه عقايد آنان را ناديده گرفته و به شخصيت آنان احترام نمي گذارند نزد آنان هيچ محبوبيتي ندارد .
ممكن است بپرسید چگونه به مردم احترام بگذاريم ؟ چگونه نشان دهيم كه به آنان توجه داريم ؟
جواب اينكه همان طور كه بيان شد هر انساني داراي خصلت يا رفتار و با عقيده و بعدي است كه شايسته ستايش و تمجيد است وظيفه ماست كه اين جنبه هاي خوب را بيابيم و او را به سبب داشتن آنها تمجيد نماييم . و اگر هم قصد داريم به رد و اصلاح رفتار و افكار كسي بپردازيم بايد از راه مناسبي استفاده كنيم . درابتدا بايد به جنبه هاي شخصيتي طرف مقابل تا حدودي آگاه شويم ظرفيت او را بسنجيم و آرام آرام او را به اشتباهي آگاه سازيم و در صورت نياز راه مناسب را به او پيشنهاد كنيم . در اينجاست كه او را از قصد و نيت نوعدوستي خود آگاه كرده و خود را براي محبوبيت آماده مي كنيم .
رعـایـت ادب و مـــراعات حقوق دیگران از جمله مواردی هستند که به راحتی می توانند قدرت فــردی شما را افزایش دهند. همه ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و بـرایـمـان ارزش و اهـمــــیت قائل شوند. هر چقدر خودمان بیشتر با ملاحظه و متین باشیم دیگران نیز به همان روش با ما رفتار میکنند.
به نظر من بهترین سیاست در احترام گذاشتن به دیگران خلاصه می شود و خودم به شخصه افتخار میکنم که برای این موضوع اهمیت بسیار زیادی قائل هستم. این روزها رادیو و تلویزیون در جوامع غربی برای ادب و احترام ارزش زیادی قائل نمی شوند و آنرا از جمله موارد ایجاد عزت نفس نمی دانند.
در این کشورها بسیاری از فعالان صدا و سیما، مجریان، منتقدین، سخنگوهای رادیو، و نهایتاً کمدین ها صرفاً با خار کردن افراد دیگر و توهین و اهانت به آنها و تمسخر کردنشان باعث خنده دیگران شده و به این طریق به شهرت می رسند.
باید قبول کنیم که برخی از ورزشکاران نیز ادب خود را حفظ نمی کنند، حتی ادب در برخی از آگهی های بازرگانی نیز رعایت نمی شود و این امر یکی از مهمترین دلایلی است که من ترجیح می دهم تلویزیون تماشا نکنم.
نمی توان هیچ حسابی روی سلیقه افراد باز کرد؛ اما به هر حال در زندگی شخصی ادب، ملاحظه، و احترام همیشه بهترین انتخاب ها در زمان رفتار کردن با دیگران حساب می شوند.
بیان مسئله
راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من می گویم باید رفتار کنی"، "باید به مادرت احترام بگذاری." و .... در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.ترفند دیگری برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.
ادب و مراعات حقوق دیگران سبب می شود شما فرد قدرتمندی جلوه کنید. ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و برایمان ارزش و اهمیت قائل شوند، اما در عین حال باید در نظر داشت که همه ما انسان هستیم و هیچ گاه نمی توانیم 100% کامل باشیم و این امکان وجود دارد که در برخوردهایمان با دیگران دچار خطا و یا اشتباه شویم. اما به هر حال هر چقدر به دیگران محبت کرده و با آنها مؤدبانه برخورد کنیم به همان میزان آنها به ما محبت کرده و ما را مورد احترام خود قرار می دهند.
خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: "من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی."گاهی برخی والدین آنقدر فهمیده اند که مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. "من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی." اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: "اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم."
احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است و خود فرد آن را به دست می آورد. بااینکه همه ی انسانها شایسته احترام هستند، اما متاسفانه حقیقت این است که برخی از افراد قادر به کسب این احترام نیستند. البته راه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید خود را در موقعیت هایی قرار دهید که احترامی را که سزاوار آن هستید به دست آورید. مهمترین عوامل در این زمینه احترام گذاشتن به دیگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسیدن از تصمیم گیری، و خوب لباس پوشیدن است. این عوامل به شما کمک می کند تا احترامی را که شایسته شماست کسب کنید.
اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند، اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید. اگر رفتاری غیر محترمانه با دیگران دارید، برای آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران نشانه این است که خود شما نیز شایسته احترامید. اگر به دیگران احترام نگذارید، مردم شما را به چشم انسانی بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. بعضی از رئیس ها و مدیران شرکت ها سعی می کنند با اعمال اقتدار خود بر زیر دستانشان احترام کسب کنند. با اینکه اقتدار خصوصیتی است که احترام می طلبد، اما اگر رئیس قادر به درک دستاوردهای کارمندان خود نباشد، کارمندان از او کینه به دل گرفته و هیچگاه احترامی که سزاوار آن باشد را به او عرضه نمی کنند. از طرف دیگر، رئیسی که علاوه بر اعمال اقتدار خود بر کارمندانش، از آنها دلجویی و حمایت می کند و به افکار و ایده های آنها گوش می دهد، خیلی راحت احترام زیردستانش را جلب میکند.
همان گونه که آدمی دوست دارد دیگران به حق او تجاوز نکنند و احساس اش را نادیده نگیرند، خود نیز به حکم وجدان و انسان بودن، وظیفه دارد تا حقوق همه ی انسان ها را محترم شمارد. اگر خدای ناکرده تصمیم گرفتید نسبت به حق کسی بی توجهی کنید، شایسته است پیش از اجرای این تصمیم، خود را به جای او قرار دهید و بیاندیشید که آیا اگر او چنین تصمیمی را درباره ی شما گرفته بود، ناراحت نمی شدید؟ به هر حال، بنا بر فرمایش رسول گرامی اسلام، انسان باید به فکر آسایش و آرامش هم نوعان خود باشد. ایشان می فرمایند:
اَحْبِبْ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ.
آن چه را برای مردم می خواهی، برای خود نیز بخواه.
راههاي رشد احساس احترام به خود
1- شناختن ويژگيهاي مثبت خود
2- تشخيص موارد و محدودههاي بسيار موفقيتآميز
3- برنامهريزي براي حمايت از دوستان و خويشاوندان
4- تمركز بر فضيلتها و تواناييهاي خود و نه، ماندن و غرق شدن در ناتواناييها و واماندگيها
5- عدم اندازهگيري و تعريف ويژگيهاي خود با استانداردهاي ديگران
احترام به خویشتن
يكي ديگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافيان، احترام گذاشتن به خود است. احترام به خود يعني درك ارزش وجودي خود و داشتن برخوردي مؤدبانه و محترمانه با خود است. داشتن رفتار محترمانه با ديگران اهميت زيادي دارد، اما نبايد از داشتن رفتاري محترمانه با خود چشم پوشي كنيد. ممكن است براي كنار آمدن با ناتوانايي هاي خود خود را تحقير كنيد اما اين نوع رفتار به ديگران نشان مي دهد كه شما ارزش احترام آنها را نداريد. پس براي جلب احترام ديگران، اول بايد خودتان به خودتان احترام بگذاريد.
احترام به دیگران از دیدگاه علما
مونتسکیو: آنکه توقع احترام از دیگران دارد، خود نیز باید توقع احترام دیگران را برآورده کند و به آنان حرمت کند.
آدام اسمیت: هر قدر به دیگران احترام بگذاری برای خودت احترام خریدهای.
فرانتس فانون: احترام صفتی اکتسابی است. آن را به فرزندان خود بیاموزید.
آندره وزالیوس: اگر همه مردم ارزش احترام را میدانستند و در زندگی به آن عمل میکردند دنیا گلستان میشد.
ماری کوری: احترام، بزرگی و کوچکی، فقر و ثروت، زشتی و زیبایی نمیشناسد.
آندره موروآ: احترام را باید در خانه آموخت. در مدرسه تمرین کرد و در جامعه کامل نمود.
ژاک ژان روسو: احترام به دیگران را باید از همان دوران کودکی به کودکان آموخت.
پرل. س. باک: احترام در حقیقت همان رعایت حال دیگران در موارد و مواقع مختلف است.
آلفونس دوده: اگر میخواهی محترم باشی، باید همه را محترم بداری.
اگر به دیگران احترام نگذارید مردم شما را به چشم یک انسان بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید. افراد خوب ؛ با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد میکنند.
مفهوم همدلی
مراد از همدردي و همدلي با ديگران تلاش براي حس كردن تجارب فرد مقابل است . دراين حالت بايد سعي كرد دنيا را از چشم فرد مقابل ديد و از گوش او شنيد و خود را جاي او احساس كرد و براي فهم دقيق افكار و احساسات او كه در لحظه لحظه ارتباط در فرد مقابل ظاهر مي شود حساسيت نشان داد و احساسات خود را نسبت به او بيان كرد . البته بايد دقت داشت كه بيان احساسات هميشه از طريق گفتار و كلام نيست . حالات و چهره بدن ، لحن صدا و امثال اينها خيلي وقتها نشان دهنده عواطف واحساسات هستند. افرادي كه بتوانند اين حالات را شناسايي كنند و به آنها پاسخ دهند افرادي هستند كه مي توانند با طرف مقابل خود همدلي و همنوايي داشته و بالطبع با همدلي و پاسخ مناسب دادن به احساسات اطرافيان مي توان مورد توجه افراد قرار گرفت و در ديد آنها فردي محبوب و مورد قبول جلوه نمود . بنابراين براي جذب كردن قلوب ديگران و محبوبيت نزد آنها ابتدا بايد آنها را درك كرد.
مفهوم فروتني و تواضع
فروتني نه علم است كه خوانده شود و نه نظريه كه حفظ گردد و نه سخنراني كه ايراد شود بلكه هنري است كه احتياج به تمرين دارد. فروتني و تواضع يعني همان كارهايي را انجام دهيم كه مردم انجام مي دهند و ما هم مانند آنها باشيم افتاده باشيم و متكبر و مغرور نباشيم.
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله) در اين زمينه مي فرمايند :
خداوند دربرابر گذشت بنده بر عزت او مي افزايد.
امام علي (عليه السلام) در وصف مومن مي فرمايد :
مومن، نرمخو و مهربان است از صخره سخت تر و از بنده ذليلتر است.
این جمله را که «باید آنچه را که هست بپذیریم» زیاد میشنویم، اما درک معنای واقعی آن سخت است. آیا این یعنی پذیرفتن کاری که دیگران انجام میدهند؟ پذیرفتن ماهیت دنیا؟ و یا پذیرفتن آنچه که دوروبرمان روی میدهد؟
پذیرش
پذیرش یعنی اینکه بگذاریم همه چیز همین طور پیش برود یا باشد، در حرف ساده است و نتایج آن خوشایند ما نیست. اما تمامی رنجهایی که میکشیم نتیجه مقاومت در برابر «آنچه که هست» و یا مقاومت در برابر میل به پذیرش چیزهایی است که در زندگی روزانه تجربه میکنیم.
فکر نکنید، واکنش نشان ندهید، تجزیه و تحلیل نکنید و...؛ بگذارید خودش درست شود...
اگر به عقب نگاه کنید خواهید دید که ما همه چیز را تجربه میکنیم. هرآنچه که ما تجربه میکنیم، مخلوق ذهنمان است. یعنی چیزی را که در ذهنمان داریم حس میکنیم. تفکر ماست که ما را ناامید، عصبانی، زود رنج یا برعکس خوشحال، شاد و آرام میکند.
همین که متوجه شویم تجربه انواع احساسات امری طبیعی است، در مییابیم تنها چیزی که آنها را طولانی کرده یا کاهش میدهد مبارزه ذهنمان با آنها است. برای مثال: رنجیدن، ترسیدن یا عصبانی شدن احساساتی طبیعی هستند، هر چیزی میتواند آنها را بدتر کند و معمولاً خارج از کنترل شما هستند. همانطور که روزهای خوب و بد میگذرند، این احساسات در صورتی که توجهی به آنها نکنید و اجازه بدهید جسمتان آنها را تجربه کند، به طور طبیعی رفع میشوند. شاید احساسات خوشایندی نباشند، اما طبیعی هستند. آنچه باعث طولانی شدن این احساسات میشود مقاومت ما در برابر آنها است، یعنی زمانی که شروع به مبارزه با آنها کرده و از آنها میترسیم، این احساسات را طولانیتر میکنیم. وقتی در ذهن خود شروع به بحث و جدل میکنیم و با خود میگوییم «نباید چنین احساسی را به خودم راه دهم، میخواهم آرام باشم، چرا اینقدر زود ناراحت میشوم» تمامی این سوالها و فکر مبارزه با آنها، احساسات منفی را طولانی کرده و منجر به عذاب بیشتری میشود و تا زمانی که یک چیزی حواستان را پرت کند و یا همه چیز بعد از ساعتها کشمکش درونی تمام شود، ادامه خواهند داشت.
درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. بسیاری از مردم عادت دارند از خودشان بپرسند که چرا احساس خوبی دارند یا در پوست خود نمیگنجند. حقیقت این است که این احساسات هرگز تا ابد دوام نمیآورند و باید از آنها لذت ببریم و آنها را بپذیریم تا به احساسات خوب اجازه بدهیم در تمام جسم مان جاری شوند. این تنها چیزی است که آن را طولانی میکند.
هر چند بسیاری از مردم به دنبال یافتن علت احساس خوبشان هستند، «چرا چنین احساسی دارم؟»، «چگونه میتوانم دوباره چنین احساسی را داشته باشم؟» پاسخ آن شاید ساده باشد اما معمولاً میتواند زاییده چندین عامل مرکب از قبیل سرحال بودن، داشتن آرامش خاطر و یا کمک کردن به دیگران باشد. اما همین که شروع کنید به مورد سوال قرار دادن آن یا جستجوی علت آن، عمر آن را کوتاه کرده و احساسات مثبتتان را از بین میبرید.
یاد بگیرید با عواطف و احساسات خود نجنگید
همین که یاد بگیرید با احساستان مبارزه نکنید، ذهن و جسمتان آرامش طبیعی خود را باز مییابد. بدن ما به گونهای برنامه ریزی شده است که شاد بوده و احساسات مثبت را تجربه کند، ذهن ما [به طور طبیعی] به این سمت و سو گرایش دارد. مطمئناً هر از گاهی احساسات منفی را تجربه خواهید کرد و برایتان خوشایند نخواهند بود. فقط آنها را بپذیرید، به خودتان بقبولانید که این احساس را همین حالا دارید و آنها را مورد سوال قرار ندهید، در ذهنتان با آنها نجنگید، فقط اجازه بدهید این احساسات جریان پیدا کنند و تمام جسمتان را در بربگیرند. همین که این کار را انجام دهید خواهید دید که کمتر و کمتر احساس منفی را تجربه میکنید و ذهنتان به سمت آنچه که بیشتر دوست دارد، یعنی خوشحالی، گرایش خواهد یافت!
درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. وقتی احساس خوبی دارید، بینهایت خوشحال هستید، آن را مورد سوال قرار ندهید. یک موسیقی که حالتان را خوب میکند، بگذارید و به چیزهایی بیاندیشید که آنها را میخواهید یا چیزهایی که خوشحالتان میکند. فقط به یاد داشته باشید که این نیز میگذرد، اما توجه داشته باشید که وجود احساسهای بد است که باعث میشود اوقات خوش اینقدر خوشحالتان کند.
کار سختی است، اما پی بردن به مفهوم آن کار سادهای می باشد. در حالی که شاید ترک عادت بدِ مورد سوال قرار دادن افکار و احساساتمان کار سختی باشد، اما فقط یک عادت است و با تمرین میتوانیم عادتهای جدیدی را ایجاد کنیم. ایجاد عادت پذیرش احساسی که دارید، یکی از بهترین کارهایی است که میتوانید انجام دهید.
نتیجه گیری و پیشنهادات
شاید می توان گفت هنری که امروز مانند دیروزها نیست و به دست فراموشی سپرده شده است، احترام به دیگران، علی الخصوص به بزرگان است. در واقع یکی از مهارتهای ارتباطی که در گذشته قدر و قیمتی داشت و همه برای آن سر و دست میشکانند، احترام به یکدیگر بود.
حال آنکه در جامعه امروز بیتوجهی به این امر در رفتارها دیده میشود و تنها با کمک و راهنمایی والدین، رفتار فرزندان در جامعه بهبود مییابد. در واقع با توجه به اینکه ابزارهای ارتباطی زیادی فرزندان را احاطه کرده است اما هیچ یک از آنها نمیتوانند مانند والدین، مقوله احترام گذاشتن و اجتناب از رفتارهای غیراخلاقی را آموزش دهند.
نوع و جنس کارهایی که شما از فرزندانتان میخواهید، به مرور زمان به آنها احترام گذاشتن را میآموزد. به طور مثال شما میتوانید به فرزند خود بگویید، بهتر است زمانی که در یک مهمانی فرد مسنی به جمع میپیوندد، به نشانه احترام از جایش برخیزد. اگر آن فرد مکان مناسبی برای نشستن ندارد، شما به همراه فرزندتان میتوانید صندلی خود را در اختیار او قرار دهید. هر چند این نکات بسیار کوچک است اما به مرور زمان و غیر مستقیم، می توان نکات مهمی را در خصوص رفتار با دیگران به فرزندان گوش زد کرد.
قوانین یک زندگی جدی
وقتی تصمیم میگیرید مهارتی را به بچهها آموزش دهید، به نوعی در کنار آن مسئولیت پذیری را هم به آنها میآموزید. حال اگر فرزند شما مهارتی را که آموخته است به درستی انجام نمی دهد، بهتر است قبل از آموزش به او یادآوری کنید در صورت عدم پیروی از قوانین تنبیه خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران هم یکی از این مهارتهااست. معمولا نوجوانان زمانی میتوانند زندگی بهتری را در آینده تجربه کنند که در این سنین قوانین زندگی را بیاموزند و درک کنند. یکی از نکات حائز اهمیت این است که فرزندان بدانند، احترام نگذاشتن به دیگران تبعات بسیاری دارد، حال آنکه لازم است، آنها با عواقب کارهایشان آشنا شوند حتی اگر احساس میکنند که غیر منصفانه است. اگر میخواهید فرزندتان احترام گذاشتن را بیاموزد باید در جزئیترین رفتارهایتان آن را نشان دهید. فرزند شما ریزبین تر از آن است که شما فکر میکنید.
شما باید با رفتارهایتان به فرزندانتان اعتماد کردن را یاد بدهید. برچسب دروغگویی به فرزندانتان نزنید. در جمع دوستانه و خانوادگی به صحبتهای آنها گوش دهید و دیگران را هم به گوش دادن ترغیب کنید. به فرزندانتان بیاموزید که نباید از اعتماد شما سوء استفاده کنند. اگر شما به آنها و خواستههایشان احترام بگذارید به آنها میآموزید که به خواستههای شما احترام بگذارند و از اعتماد شما سوء استفاده نکنند. آنها باید یادبگیرند چیزهایی که به دست آوردهاند به راحتی از بین نبرند. فرزندان به مرور میآموزند، اعتماد و احترام ارزشمندترین وجه زندگی است که نباید از دست دهند. این موضوع به فرزندان شما یاد میدهد که احترام و اعتماد قیمتیترین ارزشی است که اگر هر انسانی آن را داشته باشد در میان مردم برنده محسوب میشود.
احترام گذاشتن به بزرگترها
اگر شما به فرزند احترام بگذارید،او هم یاد خواهد گرفت
کوتاه سخن بگوییم
یادتان باشد بچههای امروز متفاوت هستند. آنها علاقهای به گوش کردن نصحیتهای طولانی مدت ندارند. به نوعی میتوان گفت آنها فرزندان عصر سرعت هستند. بهترین نوع خوراک ذهنی که میتوان برای آنها تجویز کرد، پند و اندرز فست فودی است. آنها منتظر ردیف شدن قطار کلمات نیستند بلکه اگر به آنها کوچکترین مسائل را در کمترین زمان و عملی و غیر مستقیم بیاموزیم تاثیر گذاریاش بیشتر است. در بسیاری موارد اشاره به ارزشهای اجتماعی در یک داستان کوتاه آنها را تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما به آنها و خواستههایشان احترام بگذارید به آنها میآموزید که به خواستههای شما احترام بگذارند و از اعتماد شما سوء استفاده نکنند
ذره بینی در دست کودکان
اگر میخواهید فرزندتان احترام گذاشتن را بیاموزد باید در جزئیترین رفتارهایتان آن را نشان دهید. فرزند شما ریزبینتر از آن است که شما فکر میکنید. به طور مثال ممکن است شما در حال گفتوگو با شخصی باشید که در مواردی دیدگاههایتان با یکدیگر هم جهت نباشد. زمانی که شما صبر پیشه میکنید و به صحبت فرد مقابل گوش میدهید به نوعی احترام گذاشتن را به فرزندتان میآموزید. همچنین زمانی که کودکان مورد تشویق قرار میدهید، در فعالیتهایش رو به جلو حرکت میکنند. شما میتوانید برای قدردانی از رفتارهایشان هدیه تهیه کنید و آنها را مورد تحسین قرار دهید.
منابع و ماخذ
آمدی عبدالواحد بن محمد تمیمی، « غررالحکم و دررالکلم » ، ترجمه آقا جمال خوانساری، تحقیق و تنظیم، سید جلال الدین محدث ارموی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1361.
آیتی، حمید؛«آزادی عقیده و بیان به همراه دو نوشته حقوقی دیگر»، انتشارات فردوسی، زمستان، 1373، نوبت چاپ، اول.
ابراهیم حسن، حسن؛« تاریخ سیاسی اسلام»، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، چاپ چهارم، 1360.
ابن فارس، حسین احمد؛«معجم مقایس اللغه»، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، مکتب الاعلام الاسلامی، تهران، 1404.
ابن منظور الغریضی المصری؛«لسان العرب» ، چاپ دارالصادر، بیروت، چاپ اول 1997.
اسحاقی، سید حسین، « آزادی بیان در اسلام» مجله رواق اندیشه، ش24، آذر1382
اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی عقیده در اسلام»، مجله رواق اندیشه ی، ش29.اردیبهشت 1383
اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی معنوی در اسلام»، مجله رواق اندیشه ، شماره 27.اسفند1382
امام خمینی، روح الله؛«صحیفه نور»، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1372 ش.
امام خمینی؛«تحریر الوسیله»، مؤسسه مطبوعات دارالعلم قم، چاپ نهم،
تهیه و تنظیم:
وبلاگ دوستانه
WWW.DUSTANEE.IR
جایگاه پرورش اخلاق در دانش آموزان(از دیدگاه معلمان)...
ما را در سایت جایگاه پرورش اخلاق در دانش آموزان(از دیدگاه معلمان) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:37